برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
پسره هنوز وارد مغازه نشده
مرتیکه ی بوووق .. مادرت بووووق
خدا لعنتش کنه ... ای خواهر و مادرت بووووووووق
Oـــo
امده داخل : آقا فلان چیزو داری ؟؟
من : اره دارم .. هفت تومان
دست کرده توی جیبش که پول بده
میگه : یا زهرا
Oـــo
Oـــ@
آخه مادرت بووووق
بعدش یا زهرا ؟؟؟
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
من : حامد میشه بپرسم کجا داری میری ؟
حامد : آره بپرس
*ـــ^
من : کجا میری ؟
حامد : به تو چه
Oـــo
حقش نبود بزنم لهش کنم ؟؟؟
نه واقعا حقش بود یا نبود
پ . ن : "امروز ... سومین به روز رسانی"
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
این روزا دلم برای یکی تنگ شده
اما به خودم قول دادم سراغش را نگیرم
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد
من : چرا با آب داغ وضو میگیری ؟؟
مهدی : دارم خودمو برای جهنم آماده میکنم "با خنده"
مهدی : تو چرا با آب سرد وضو میگیری ؟
من : که خدا بببینه برای جهنم آمادگی ندارم "با خنده"
پ . ن : "خیلی ها توی دوران سربازی نماز خوان شدن"
برچسب:
نویسنده: حدیث جعفرینژاد